| عنوان فارسی |
تاثیر متدولوژی استارتاپ ناب بر روابط کارآفرین-مربی در بستر یک شتاب دهنده استارتاپ |
| عنوان انگلیسی |
The influence of the lean startup methodology on entrepreneur-coach relationships in the context of a startup accelerator |
| کلمات کلیدی |
متدولوژی استارتاپ ناب؛ کوچینگ کارآفرینی؛ شتابدهنده استارتاپ؛ رابطه کارآفرین-مربی؛ یادگیری نیابتی |
| درسهای مرتبط |
مدیریت کسب و کار |
| تعداد صفحات انگلیسی : 11 | نشریه : ELSEVIER |
| سال انتشار : 2019 | تعداد رفرنس مقاله : 79 |
| فرمت مقاله انگلیسی : PDF | نوع مقاله : ISI |
| آیا این مقاله برای بیس پایان نامه مناسب است؟ : بله | آیا این مقاله برای ارائه کلاسی مناسب است؟ : بله |
| وضعیت شکل ها و عنوان شکل ها: شکل ندارد. | وضعیت جداول و عنوان جداول : ترجمه شده است. |
| وضعیت تایپ فرمول ها : فرمول ندارد | نام مجله مقاله : Technovation |
| تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش : 23 صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin | آیا در بسته تبلیغات سایت نیز قرار داده شده است؟: محتوی بسته این محصول فاقد هر گونه تبلیغات می باشد. |
| پاورپوینت : ندارد | گزارشکار : ندارد | شبیه سازی : ندارد |
| سطح کیفیت ترجمه و ضمانت فراپیپر برای این مقاله چگونه است؟ |
ترجمه دارای وضعیت طلایی بوده و تا 24 ساعت در صورت عدم رضایت مشتری مبلغ مورد نظر عودت داده خواهد شد. |
بعد از خرید این محصول یک فایل برای شما قابل دانلود خواهد بود که دارای ورد (word) ترجمه مقاله است که قابل ویرایش است و همچنین pdf ترجمه مقاله به همراه pdf مقاله انگلیسی برای شما قابل مشاهده خواهد بود. در فایل های دانلود هیچگونه تبلیغاتی وجود ندارد و شما با خیال راحت میتوانید از ترجمه مقاله استفاده کنید.
1. مقدمه
2. چارچوب مرجع
3. دادهها و روشها
4. یافتهها
5. بحث و بررسی
6. نتیجهگیری
نتیجهگیری:
این مطالعه پویایی روابط کارآفرین-مربی را در یک شتابدهنده دانشگاهی در سوئد بر اساس متدولوژی استارتاپ ناب بررسی میکند. نتیجه اصلی این است که روابط کارآفرین-مربی مستقیماً تحت تأثیر معرفی متدولوژی استارتاپ ناب قرار میگیرد زیرا این متدولوژی ساختار و محتوای جلسات کوچینگ را تعریف و دیکته میکند و بنابراین، نقطه شروع مشترکی برای بحثها فراهم میکند. این متدولوژی اعتماد را القا میکند، تعاملات صادقانه با مربیان را تشویق میکند و تمایل شرکتکنندگان را برای تغییر رفتار خود افزایش میدهد. بنابراین، به یک استراتژی کوچینگ تکاملی کمک میکند که با هدف تحول و توسعه کارآفرینان انجام میشود. این یافته با کوچینگ مبتنی بر طرح کسبوکار، که تمایل به سبک کارکردیتر دارد، در تضاد است. برخلاف ایدههای متدولوژی استارتاپ ناب، مربیان به عنوان تسهیلگران بیطرفی که کارآفرینان را در پیروی از متدولوژی راهنمایی میکنند، دیده نمیشدند. بلکه، آنها به عنوان چهرههای اقتداری دیده میشدند که نظرات آنها اغلب ارزشی بالاتر از دادهها داشت. ساختار جلسات کوچینگ فضایی را برای رویدادهای یادگیری نیابتی ایجاد کرد. به عنوان یک روش سریعتر از تجربه مستقیم، این رویدادها به پایگاه دانش بزرگتر در میان کارآفرینان کمک میکند و بر روابط بین فردی آنها تأثیر میگذارد. تحقیقات آینده باید چگونگی تأثیر سبک کوچینگ و سازماندهی شتابدهندهها بر پارادوکس بیش از حد مقتدرانه بودن مربیان در رابطه با کارآفرینان را بررسی کند، که به طور بالقوه تلاشهای تولید و آزمایش فرضیه کارآفرینان را مختل میکند. علاوه بر این، مشروعیت متدولوژی ممکن است توسط ماهیت شرکتهای شتابدهنده مورد چالش قرار گیرد. تحقیقات آینده باید بررسی کند که این متدولوژی چقدر برای شرکتهایی که سطوح پایینتر آمادگی فناوری و سایر ویژگیهایی دارند که بر ناهمگونی برنامه شتابدهنده تأثیر میگذارند، مناسب است. علاوه بر این، تمرکز بر رابطه بین تازهکاران و افراد باتجربه در کوچینگ هنگام استفاده از این متدولوژی میتواند یک مسیر امیدبخش برای تحقیقات آینده باشد. در نهایت، این مطالعه بر روابط کارآفرین-مربی تمرکز داشت، در حالی که اهمیت یادگیری تیمی و سایر اشکال یادگیری همتا به همتا در یک شتابدهنده را نشان داد. تحقیقات آینده باید بررسی کند که چگونه چنین یادگیریهای نیابتی و تجربی تحت تأثیر متدولوژی استارتاپ ناب و سایر روشهای کارآفرینی قرار میگیرند.
Conclusion:
This study examines the dynamics of entrepreneur-coach relationships in a university-based accelerator in Sweden based on the lean startup methodology. The main result is that entrepreneur-coach relationships are directly impacted by the introduction of the lean startup methodology because the methodology defines and dictates the structure and content of the coaching sessions and, thus, provides a common starting point for discussions. The methodology instills trust, encourages honest interactions with coaches, and increases participants’ willingness to change their behavior. Thus, it contributes to an evolutionary coaching strategy aimed at transforming and developing entrepreneurs. This finding contrasts with business plan-driven coaching, which tends to be more functional in style. Contrary to the ideas of the lean startup methodology, the coaches were not perceived as neutral facilitators, guiding entrepreneurs in following the methodology. Rather, they were seen as authority figures whose opinions were often valued more highly than the data. The structure of the coaching sessions created a space for vicarious learning episodes. As a faster method than direct experience, these episodes contribute to a larger knowledge base among entrepreneurs and impact their interpersonal relationships. Future research should investigate how the coaching style and organization of accelerators affect the paradox of coaches being too authoritative in relation to entrepreneurs, potentially hampering the entrepreneurs’ hypothesis-generation and testing efforts. In addition, the legitimacy of the methodology might be challenged by the nature of the ventures being accelerated. Future research should investigate how well the methodology suits ventures that have lower technology readiness levels and other characteristics that affect the heterogeneity of the accelerator program. Furthermore, focusing on the relationship between novices and seniority in coaching when using the methodology could be a promising avenue for future research. Finally, this study focused on entrepreneur-coach relationships while indicating the importance of team learning and other forms of peer learning within an accelerator. Future research should consider how such vicarious and experiential learning are affected by the lean startup methodology and other entrepreneurial methods.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.